من چرا هر ۳ هفته یک بار هم نمی تونم دو کلمه حرف اینجا بنویسم؟ .. البته وقتی زندگی آدم مخلوطی است از کso شر پلو و آب گوشت و در سایر موارد نیز همه دارند می نویسند پس دیگه من برم اون وسط چی بگم؟
برای خالی نبودن عریضه اینو بگم که آیو ریسنتلی کویتد مای فاکن جاب ن ام فیلن فاکن هپی فور دوین دت! اگه فهمیدن چی نوشتم.
اتاق پاییزی.. هوای پاییزی ... کوچه پاییزی .. آهنگای پاییزی ..
قدرتو می دونم پاییز خوب و پر از عشق اند حال .
:)
دیشب تو راه برگشت 3 ساعت وقت داشتم تا ....واسش اعتراف کردم که خیلی وقته که به خاطره یه خاطره دور و دست نیافتنی قدرت دوست داشتنو از دست دادم. نه این که خودم بخوام، اینجوری می شه! گفتم: من امروز این همه راهو خودم به خواست خودم باهات اومدم فقط به خاطر اینکه با هم باشیم. گفتم می بینی که منم نیاز دارم به حضور یه همراه. بهم گفت تو باید یکی رو دوست داشته باشی. همه این بی خیالی ها و بی تفاوتی هات به خاطر اینه که کسی رو دوست نداری. گفت وقتی عشق تو زندگیت باشه برای هر چیزی انرژی داری. حتی برای این کار تخمیت که انقدر ازش می نالی. گفت بگرد و یکی رو پیدا کن و خودتو تمام و کمال وقفش کن.
من ناتوانم از دوست داشتن
فرق من و تو اینه که تو زنده ای و من چیزی نیستم به جز یه روح درب و داغون ... و با این حال لذت می برم از زنده بودن تو. تا همیشه
این روزا روزهای جالبیه برام.فکر میکنم شانس بهم رو کرد که مجبور باشم یه مدتی جایی زندگی کنم که از همه چیز دور باشم .. از چیزهای معدود دوست داشتنی بگیر تا همه اون چیزای زجر آور زندگیم ..
کرمم گرفته حسابی خودم رو بشناسم تو این مدت ... فکر می کنم خیلی لذت بخش باشه .. یکی از اون زمانهاییه که واقعا بهش نیاز داشتم همیشه!
· مرده این تکنولوژیم به خدا! عمرا 5 سال پیش در مخیله نمی گنجید که یه روزی بشه با یه لپ تاپ و یه گوشی موبایل از یه جهنم دره ای مثه اینجا بتونی وبلاگتو آپ کنی .. آی لاو یو ای امپریالیسم جهانی .. البته از فردا دیگه این کار رو هم نمی تونم بکنم .. پس بای تا حداقل یه 10 – 12 روز دیگه
· کتاب فضیلت های ناچیز رو بخونید ... حال ندارم توضیح بدم فقط بگم که ازاون کتاباس که دید منو نسبت به زندگی تغییر داد .... خیلی زیاد
خدایا دهنمو گاییدی دیگه بسه. به خدا بسه. به همه مقدسات بسه. به هرچی بهش اعتقاد داری بسه.. گه خوردم. کوتاه بیا. شت
یه حس خیلی خوب می ده بهم ... آدمو یاد چیزایی که نداره می ندازه .. دلم می خواد یکی بود که می شد همین اندازه دوستش داشته باشم
پی اس: این تم چرا انقدر دخترونس!؟ :)) حتما توجه بشه من پسرم . مدارکشم موجوده :دی
بعدا : تم قبلیه دخترونه بود . این خوبه نه؟
نمی دونم این خصوصیت خوب منه یا خصوصیت بدم؟ جدیدا خیلی راحت تر از اونی که بشه تصور کرد آدم ها رو از زندگیم شیفت + دیلیت می کنم. این توانایی من (؟) انقدر قوی شده که کم کم خودم رو هم داره متعجب می کنه .. با آدم ها آشنا می شم .. باهاشون رفت و آمد می کنم .. گاهی وقتها حتی با هم خاطره های مشترک زیادی پیدا می کنیم.... ولی من هر آن که اراده بکنم توانایی دارم که اون آدم رو از زندگیم حذف کنم و اصلا هم احساس پشیمونی بهم دست نده. به همین منوال خانم بیتریس هم امروز از زندگیم حذف شد .. شاید درست می گفت که من خودخواهم چون نمی تونم آدمهایی که باطنن و قلبا دوستم ندارن رو دوست داشته باشم .. آره.. اعتراف می کنم : من فقط می تونم آدم هایی رو دوست داشته باشم که عمیقا منو کشف کنن و چیزی رو تو وجودم ببینن که براشون جالب باشه و براش قلبا احترام قائل باشن ...(می دونم سخته همچین چیزی رو تو وجود من پیدا کردن .. ولی مطمئنم غیر ممکن نیست) و من این احترام رو حس کنم! و متقابلا من هم بتونم قلبا تحسینشون کنم .. و بقیه آدم ها هم برام "سو سو" هستن .. بود و نبودشون واسم فرق زیادی نمی کنه. شاید به همین دلیل باشه که دایره آدم هایی که دوستشون دارم انقدر محدوده .. ولی به هر صورت همه اونایی که دوستشون دارم می دونن که این دوست داشتنم چقدر عاشقانه و عمیقه .. و براشون حاضرم جون بدم! و هیج منتی هم نیست از این بابت چون دلم خواسته که این جوری باشم باهاشون! کاریش نمی شه کرد ... این خصوصیتیه که چه خوب و چه بد بصورت ژنتیک همیشه همراه من بوده و خواهد بود .. آی لیو آپ تو مای استنداردز ...
زنده باد همه اونهایی که برام ارزش قائلن و براشون ارزش قائلم ... و همیشه به من شوق و انرژی زندگی کردن دادن ... بقیه هم به سلامت :-)
این یه مرضه که باید درمان بشه ... و می شه چون این جسد متحرک آمیانو نیست و خودم هم می دونم ... منتظر اون جرقه م .. یعنی این جرقه کی می خواد زده بشه؟ و تو چه شرایطی؟ و کجا؟ همه منتظر می مونیم تا اتفاق بیافته
